12 آذر بود که رییس سازمان صداوسیما در حکمی دکتر سیدصادق امامیان را به سمت معاون رییس سازمان صداوسیما و رییس سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی منصوب کرد. سیدصادق امامیان دارای مدرک دکترای سیاستگذاری عمومی از دانشگاه ادینبورگ انگلستان، مدیر اندیشکده حکمرانی در پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف و عضو بنیاد ملی نخبگان کشور است.
نهادهای حاکمیتی باید به همگرایی برسند

12 آذر بود که رییس سازمان صداوسیما در حکمی دکتر سیدصادق امامیان را به سمت معاون رییس سازمان صداوسیما و رییس سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی منصوب کرد. سیدصادق امامیان دارای مدرک دکترای سیاستگذاری عمومی از دانشگاه ادینبورگ انگلستان، مدیر اندیشکده حکمرانی در پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف و عضو بنیاد ملی نخبگان کشور است. وی جایگزین آقای لطف‌الله سیاهکلی شد که طبق قانون منع به‌کار‌گیری بازنشستگان از سمت خود کناره‌گیری کرده بود.

به منظور آشنایی با دیدگاه‌های ریاست جدید سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی گفت‌وگویی با دکتر امامیان داشتیم که از نظر می‌گذرد.

برنامه ابتدایی شما برای پیشرفت و رشد فضایی که در اختیار جنابعالی است، چیست؟
با توجه به اینکه بالای یک سال است که در اندیشکده دانشگاه شریف روی بحث تنظیم‌گری صوت و تصویر فراگیر کار می‌کردیم و به‌عنوان مشاور سازمان حضور داشتیم، تسلط خوبی روی ابعاد کار و نوع تغییر و تحولاتی که باید ایجاد شود، داریم.

 در فرآیند گذشته مشاوران و همراهان بنده در پیشبرد اهداف کمک می‌کردند و نقشه‌هایی برای توسعه و پیشرفت سازمان تنظیم کرده‌ایم که نقش خودش را به‌عنوان تنظیم‌گر به‌صورت کامل در فضای سیاسی و اجتماعی پیاده کند و از نظر برنامه‌ای از غنای خوبی برخورداریم و قبلاً هم به نهادهای بالادستی و ریاست صدا‌و‌سیما و کمیسیون فرهنگی مجلس ارائه 
شده است. 

در بحث تولیدات فضای مجازی و ارتباط آن با تولید محتوا، بعضاً صداوسیما در برخی مباحث از تولید عقب می‌افتد و به سراغ فضای مجازی می‌رود و سوژه می‌گیرد؛ شما برای این کار دستورالعملی دارید؟
ما هیچ نسبتی با عملیاتی که صدا‌و‌سیما انجام می‌دهد نداریم و قرار نیست داشته باشیم. تنظیم‌گرهای دنیا به دو شکل عمل می‌کنند؛ اولاً که غالباً مستقل از تولید کننده‌ها اعم از شبکه‌های تلویزیونی حتی ملی عمل می‌کنند؛ اما در بعضی از کشورها تنظیم‌گر صوت و تصویر بر همه ارائه‌دهنده سرویس‌ها نقش تنظیم‌گر و حاکمیتی خود را اعمال می‌کند به‌جز رسانه ملی و عمومی، مثلاً در کشور انگلستان «آفکام» تا سال‌2016 تنظیم‌گر بود که تمام کانال‌های تلویزیونی و سرویس‌های ارائه‌دهنده خدمات و ماهواره تحت تنظیم آفکام بودند به جز «بی‌بی‌سی» که خودش تحت مقررات قانون تشکیل «بی‌بی‌سی» بود و آفکام هیچ مسوولیتی در قبال آن نداشت. آفکام اما بعد از سپری کردن دوره بلوغ و گذشت چند دهه از شروع فعالیتش، از ابتدای سال‌2017 متولی تنظیم گری «بی‌بی‌سی» هم شد.
در کشور ما از لحاظ حقوقی و قانون اساسی و موقعیت عملی، تنظیم‌گری ما در حوزه تنظیم‌گری سازمان صدا‌و‌سیما و خدمات آن نیست و هر آنچه غیر از صدا‌و‌سیماست در محدوده تنظیم‌گری سازمان تنظیم مقررات است و سازمان صدا‌و‌سیما ارتباطش با این سازمان در حد مالکیت حقوقی و اداری است، ولی ما دخالتی در امور صدا‌و‌سیما نداریم ولی تحت مدیریت سازمان صدا‌و‌سیما به‌عنوان رییس کمیسیون تنظیم مقررات و در مقررات اداری هستیم.

این دستور مقام معظم رهبری است که این سازمان در سازمان صدا‌و‌سیما شکل بگیرد. این تصمیم به دوعلت گرفته شد اولاً اینکه سازمان صدا‌و‌سیما طبق قانون اساسی به مسوول کلیه امور صوت و تصویر مربوط است و وقتی سازمانی را به‌عنوان تنظیم‌گر ایجاد می‌کنیم و بخشی از اختیارات سازمان صدا‌و‌سیما را استفاده می‌کند باید در آن سازمان شکل بگیرد و دوم اینکه حمایت‌های تکنیکی و فنی و زیر‌ساخت‌هایی که سازمان بزرگ صدا‌و‌سیما دارد که می‌تواند در اختیار تنظیم‌گر قرار بگیرد. تنها نگرانی و نکته‌ای که وجود دارد اینکه تضاد منافع صورت نگیرد که با توجه به اینکه در امور سازمان صدا‌و‌سیما مشارکت و وظیفه‌ای را نداریم این تضاد شکل نمی‌گیرد.

اخیراً در ماه‌های قبل در زمینه مجوزها مابین صداوسیما، وزارت ارتباطات و وزارت ارشاد یک‌سری تداخل کاری به وجود آمد. روند هماهنگی و ارتباط با این نهادها چطور است؟

ما با دو واقعیت مواجهیم که بدون توجه به این واقعیت‌های عرصه میدانی نمی‌توانیم تصمیم درست را بگیریم. یا سیاست سازنده داشته باشیم که یک زمینه تاریخی است.
 به‌دلیل اینکه حوزه فضای مجازی در کشور ما بدون متولی رشد کرد و این خیلی از جاها خود را نشان داده است مثلاً شورای عالی فضای مجازی بعد از سال‌ها که ما با واقعیتی به نام فضای مجازی روبه‌رو شدیم، ایجاد شد. وقتی که حاکمیت به این جمع‌بندی رسید که این حوزه بسیار مهم است و نمی‌تواند با ساختار سنتی مدیریت شود علاوه‌بر ساختار سنتی، ساختار جدید شکل گرفت که از جمله الزامات اتفاق جدید بود. مثال دیگر ما با تاکسی‌های اینترنتی مواجهیم که در بازار مؤثرند اما هنوز سیستم سنتی مدیریت تاکسی ما قابلیت مدیریت اتفاقاتی که در فضای مجازی ما می‌افتد و بر اقتصاد ما مؤثر است ندارد و به اندازه کافی تجهیز نشده است.

 مثلاً در حوزه بهداشت، وزارت بهداشت متولی امر سلامت است ولی بسیاری از فعالان حوزه سلامت از اتفاقات فضای مجازی متأثرند. وزارت بهداشت می‌گوید من با مراکز سلامت و مراکز بهداشتی طرف هستم اما در مقابله با سایت‌ها و شبکه‌هایی که در حوزه سلامت کار می‌کنند، تجهیز نیستم. پس ما با اتفاقی مواجهیم که ساختار سنتی ما برای روبه‌رو شدن با آن کافی نیست.
در عرصه خدمات‌دهندگان حوزه صوت و تصویر واقعیت سنتی این بود که وزارت ارشاد به فیلم‌ها پروانه یا سی‌دی‌های پروانه می‌داده است. وزارت ارتباطات هم به هر کسی که در حوزه اینترنت کار می‌کند، مجوز می‌داد؛ ولی هیچ‌یک ساختار تجهیز شده‌ای برای این واقعیتی که در فضای مجازی با آن روبه‌رو هستیم ندارد. به هر حال بخش عمده اتفاقات سیاسی و اجتماعی در فضای مجازی رخ می‌دهد. ما نیازمند تغییر ساختاریم مثل همان اتفاقی که در شورای عالی فضای مجازی افتاد.

واقعیت دوم این است که خود فضای مجازی به‌ویژه حوزه صوت و تصویر فراگیر یک حوزه به‌شدت همگراشونده است. ما یک واقعیت اداری داریم و یک واقعیت مفهومی که مفهوم فضای مجازی این است که حوزه‌های مختلف آن به‌شدت به هم نزدیک می‌شوند؛ حوزه محتوا به پلتفرم با زیر‌ساخت به هم می‌پیوندند و تقسیم‌‌بندی‌های سنتی دیگر پاسخگو نیستند و باید یک بازطراحی کنیم.
پس سازمان تنظیم‌گری در حوزه فضای مجازی نیازمند این است که با دیگر سازمان‌ها کار کند اگر این اتفاق نیفتد با دو امکان کاملاً رادیکال مواجهیم؛ یکی اینکه همه سازمان‌ها را یکی کنیم و یک سازمان متولی فضای مجازی باشد که بسیار سازمان بزرگی باید باشد که مخالف قانون اساسی ماست. 
یکی دیگر اینکه همیشه سازمان‌های حمایتی با یکدیگر بجنگند که فضای حاکمیتی آن‌ها کجاست. به همین دلیل ما دو حرکت را شروع کردیم که نخست اینکه همه نهادهای حاکمیتی فضای مجازی بتوانند به همگرایی برسند، دوم اینکه سعی کردیم با متولیان ارتباطات خوبی داشته باشیم و این فهم مشترک با دوستان مسوول را با هم به اشتراک بگذاریم که به راه‌حل‌هایی برسیم.
 ما جلساتی با دوستان آی‌سی‌تی و سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد داشتیم که به راه‌حل مشترکی برسیم و بتوانیم با تقسیم کاری که در این حوزه انجام می‌دهیم، تقسیم کار مانع همکاری نشود. رسیدن به راه‌حل‌هایی که به متولیان این عرصه کمک کند یکی از اصلی‌ترین کارهایی است که در حال انجام است.

شما با اینکه طبق قانون اساسی مسوولید به‌صورت انحصاری نمی‌خواهید عمل کنید و سعی خواهید کرد با همگرایی کار را پیش ببرید.
ما متولی انحصاری این حوزه طبق قانونیم اما در مقام عمل باید با همکاری کار کنیم و این همکاری زمینه‌اش این است که در کمیسیون‌های محتوایی صوت و تصویر بالادستی در سازمان بتوانیم به صورت مشترک عمل کرده و جلسات دوره‌ای داشته باشیم تا بتوانیم با همکاری کار را جلو ببریم. اگر غیر از این عمل کنیم به خنثی‌سازی توانایی‌های همدیگر فقط می‌پردازیم و فضا از این شرایط بدتر خواهد شد.

در بحث نظارت، برخی فعالان این حوزه می‌گویند که اگر در راستای قوانین پیش بروید خیلی تولید محتوایی انجام نمی‌شود. 
از طرفی منتقدان می گویند کسانی که تولید محتوا می‌کنند روی آن‌ها نظارتی نیست.
باید دو اشتباه کلامی را توضیح داد که نخستین اشتباه کلامی این است که ما این سازمان را تنظیم مقررات‌کننده و ناظر می‌بینیم، در حالی که مفهوم تنظیم‌گری اعم از سه مورد تنظیم مقررات، نظارت و صدور مجوز است. مفهوم تنظیم‌گری پیچیده‌تر از این سه مورد است. دومین اشتباه این است که تنظیم مقررات را شما در مجوز خلاصه می‌کنید. مجوز فقط یکی از ابزارهای حقوقی و نمادین تنظیم‌گری است. تنظیم‌گری در دنیای جدید ابزار مختلفی دارد و تقلیل این مفهوم رو به تکامل و توسعه‌یافته به یک مفهوم نظارت و مچ‌گیری است و در طرف مقابل هم تنها ابزارش مجوز بوده به نظرم بسیار فروکاستن آن مفهوم توسعه‌یافته است.
ما اصلاً به‌دنبال مچ‌گیری نباید باشیم والا محکوم به شکستیم. سازمان تنظیم مقررات که در واقع تنظیم‌گر این حوزه است در وهله نخست وظیفه دارد به اقتصاد و چرخه آن بپردازد و چون اگر بعد اقتصادی در این حوزه نداشته باشیم تنظیم‌گری در این حوزه بی‌معنی می‌شود و ما در واقع با ارائه‌دهندگان سرویس خارجی تسخیر می‌شویم که این اتفاق در برخی کشورهای ضعیف اروپایی افتاده و سرویس بومی از بین رفته است.
 در حالی که ما در درجه اول باید مطمئن باشیم که این حوزه به اندازه کافی پویا و فعال است و یکی از وظیفه اصلی ما حمایت فعالان در برابر دو جریان مهاجم است؛ یک جریان مهاجم که ارائه‌دهندگان صوت و تصویر خارجی است که چون ماهیت آمریکایی دارند خیلی از کشورهای اروپایی با آن مواجهند که چطور تولیدکنندگان خود را حمایت کنند. دومین جریان هم جریانی است که به‌صورت غیر‌حرفه‌ای در این حوزه فعالیت می‌کند و بدون لحاظ کردن استانداردهای حرفه‌ای، کسانی را که در این حوزه به‌صورت سالم فعالیت می‌کنند دچار ضرر می‌کنند، مثل کسانی که کپی رایت را رعایت نمی‌کنند یا از ابزارهای غیر قانونی استفاده می‌کنند. پس ما باید سازمان حمایت‌کننده باشیم تا سازمانی که فقط نظارت کند. نظارت در حوزه‌هایی معنی می‌دهد که در حوزه صوت و تصویر فعال بومی باشد که بتوانیم اعمال نظارت کنیم.

در مرکز تنظیم مقررات یکی از وظایف این سازمان افزایش کسب‌و‌کار بوده است، برنامه شما در این حوزه چیست؟
نخستین وظیفه هر تنظیم‌گر این است که از رقابتی‌بودن آن صنعت اطلاع داشته باشد، چون صنعت رقابتی باعث می‌شود ایده‌های جدید بروز پیدا کنند و اجازه انحصار خارجی نمی‌دهد و از عملکرد غیر رقابتی محافظت می‌کند. نکته دیگر در این حوزه این که اگر بخواهیم فعال باشیم نیازمند این هستیم که فعالان این حوزه را توانمند کنیم و به‌دلیل همین مسأله خدماتی را ارائه می‌دهیم که بتوانند کارهای خود را ارائه بدهند. ارائه آموزش‌ توسعه‌های بین‌المللی و دوره‌های مشترک و ایجاد کنسرسیوم همه ابزارهایی‌اند که می‌توانند در این حوزه استفاده شوند و سازمان تنظیم مقررات را تبدیل به سازمانی کنند که وظایف خودش را توسعه و ارتقای صنعت تولید صوت و تصویر فراگیر بومی بداند که نتیجه آن افزایش سودآوری و اشتغال در این حوزه خواهد بود.